تبليغاتX
Darvagblog
قاصد روزان ابري، داروگ كي مي رسد باران؟
دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد
مجنون تر از ليلي ، شيرين تر از فرهاد
اي عشق از آتش اصل و نسب داري
از تيره ي دودي ، از دودمان باد
آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر
از بوي تو آتش ، در جان باد افتاد
هر قصر بي شيرين ، چون بيستون ويران
هر کوه بي فرهاد ، کاهي به دست باد
هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را ، اندوه مادرزاد
از خاک ما در باد ، بوي تو مي آيد
تنها تو مي ماني ، ما مي رويم از ياد

قيصر امين پور


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 توسط Darvag
درباره وبلاگ
من آن مرغ سخن دانم
كه در خاكم رود صورت
هنوز آواز مي خوانم
به معني از گلستانم
آرشيو مطالب


Blog Skin